زینبم شکفت(توشعر...!)
ازاونجا که بدبختی سرنوشت سازم(نهایی) داشت شروع می شدومن اصلا باش حال نمی کردم...تصمیم گرفتم یه تک بزنم به زینب ودیگگگگه...اولین امتح من دینی بود!حدود ساعت18 بود که به زینو تلیدم تا از فسردگی روحی درام ویه کوچولو هم غیبت کنیم..!آخه خدایی بیشتراز روحم این فکم بودکه افسردگی گرفته بود!اااااااا....اگه بدونین چه قدردلم واسه غیبت تنگ شده بود...!؟اوووووووو......نی دونین دیگه...؟
خلاصه نتیجه ی این مکالمه ی 1ساعته این شدکه زینب، منو ساعت 12بیدارکنه آخه من ساعت8امتح داشتم وطبق عادت همیشگیم باید 1دور کوچولو هم صبح می زدم!تقریبا کتابم و3 بارجوییده بودم ولی....ای ی ی ی ی ی ی ی.....ننه جان پیر شدیم...:-) خلاصه بعدکلی علافی و نگاکردن امپراطوردریا خوابیدم که صبح پاشم و.... وای خداجون !اونقدر دلم پر که اگه دستم به آموزش وپروش یا عوامل دیگه می رسید.....--------......بگذریم،فقط این مونده که واردسیاستم بشم...
حالاصبح شده!ساعت داره می زنگه!تفلی خفه شدبس که زنگ زد.....منم نامردی نکردم وبا یه حرکت کبوندم توسرش !:-)تفلی همچین خفه شدکه دیگه خبری ازش نشد..یه دفعه یادم اومد:واااااای امتحان؟!خلاصصصش ساعت 1بیدارشدم وتا8صبح به کوب خرزدم...بماندکه نصفش وزنگ زدم به ماری جون که بیدارش کنم اونم که ماشاا...فکش گرم وخوش خواب ورله....!2تلیدم بیدارش کنم گفت:3بیدارش کنم!3تلیدم گفت:یه رب دیگه،یه رب دیگه تلیدم بازم گفت...!؟بابااین دخترم منو(اس) کرده بود! خلاصه ....یه کم که سرحال اومدم دیدم زینب بس که زنگیده خودشو کشته!یه دفعه چشمم افتاد به اس ام اسام،درکمال ناباوری دیدم زینب برای اولین بارشعرسروده:اینم متنشه ،مال زینب جونه،اولین قدم زینب درره دنیای اشعاربااس ام اسی به
بنده تحقق یافت،راستش وقتی خوندمش حیفم اومدنزنمش رو بلاگ.تقریبا حالا می شه گفت تموم اکیپ بچه های باحالtoosشاااااااعرن!:-@
Salam Bidar shodi?
Age bidar shodi ye tak bzan.
Hala ino migam bidar tar shi:khabe
Negar b nazm:
Mushak ye khabi dide
/chi dideo chi bide?/
/dide k ma radkanim/
Nesfe shabe,
Bidarim:/-/ye chiz tu
Asemune/ghade
Nokhod mimune/ba
Sorate bargho bad/
Mire mige b ostad/
Chi mitune bashe un(in
Vaghte shab ru eyvun):/-/
Ostad mige oranus/
Mire rush ba telescop/tush
Mijushe gholop
Gholop/ye alame
3tare/ye zohalam
Kenare.
جواب من به دوست جونم:
Aaa….bebin duste
grRmi,ajab shere bahali,bah bah u ham
too fazi,mikoni mano
razi,ba afkare
talaeit,tabrik migam b
to dust,sheret kard
mano madhush,to maherio nazi!miyay
berim b bazi?avalin sheret khub bud,nagi
dar hamin had
bud!shere jaded begu baz,dele mano bekon
shad
اینم یکی دیگه از خاطرات جت ورادار بود تا بعدی.....
سلام.خاطره جالبی بود.موفق و شاد باشی به ما هم سر بزن منتظر نظراتت هستم.
سلام.جالب بود.موفق و شاد باشی به ما هم سر بزن منتظر نظراتت هستم.
سلام. ت ت ت تفلی من که خودمو کشتم.