-
[ بدون عنوان ]
شنبه 19 مردادماه سال 1387 19:06
باسلام... کاربران عزیزازاین پس آدرس جدید وب www.dokhtarane2.blogfa.com است.برای خواندن مطالب جدیدبه آدرس فوق مراجعه کنید. باتشکرمدیروب.
-
همه جورهست
دوشنبه 14 مردادماه سال 1387 18:28
مژدگانی قامت تو همچو سرو سربه فلک آورده دست بردامن رب عشق نشاط آورده لب به لب برسخنت سّر گوهرمی بارد سخنت کوته کن یاربهارآورده ***************** کاش ... کاش درمجمع یاران،خدایانی بود کزسخنرانی بسی شوروفراوانی بود! درمیان غم پاکان خدامحفلی نورانی بود زمیان غم پاکان خدابردل من جایی بود ***************** مستی بی باده (1)...
-
لحظه ی دیدار
دوشنبه 14 مردادماه سال 1387 18:27
لحظه ی دیدار بوی پریسای منه ازپشت شیشه می زنه نم نم اشکاش دوباره به جای بارون می زنه گرفته جای خورشیدو توآسمون بی کسیم دامن شب روکشیده روبوم شعرعاشقیم جاروزده تموم شب توعرش آسمونیمون ستاره ها رو آب داده روایون طلائیمون صدازده خداروباز ازمیون ستاره ها پروین وپاک کرده وجاش کشیده چشمان مرا بین زمین وآسمون سردرگم وپریشونم...
-
درهم2
دوشنبه 14 مردادماه سال 1387 18:26
کباده ی عاشقی درمحضرعشق شکایاتی نیست ازدرددل اوحکایاتی نیست ازچهره ی اوغنچگان درعجب اند این خلق خداتافته ی چیست مگر؟ افسوس اگرروزی گذرکردی زقبرم زآن قبرمخوف وپرزدردم مگرروزی برایم اشک ریزی که بینی من دراین دنیاچه کردم * * * * * * * کیفر اگرروزی گذرکردی زقبرم زآن قبرمخوف وپرزدردم برای لحظه های بی توقف بزن زانوی غم...
-
درهم
دوشنبه 14 مردادماه سال 1387 18:25
دردبی درمان خدایا!ازدل دیوانه ی من هیچ اشک داغداری بی خبرنیست خدایادرداین دل را ; هیچ فردی مبتلا نیست خدایا!هیچ طبیبی،طب این دردرانداند! حکیمی وتوانی..توبگویارم بیاید * * * * * * * ازظلموت تاشفق.... خدایاخسته ام ازاین همه نیرنگ وپستی خدایاگشته ام گم من دراین دنیای پستی خدایامن دراین دنیاندارم جزتویاری خدایاگیردستم...
-
خون دل
دوشنبه 14 مردادماه سال 1387 18:23
خون دل دل من غمگین است ازفضای خانه دل من پرپرشد باصدای پاره خون چشمان من شده رنگ لاله زیرسنگم کرده مهرسردخانه دل من عاشق شو عاشق بی مهری عاشق هر زشتی درسکوت خانه پاره شد قلب من تکه تکه هرجا می توان آن رایافت ازدرون شعرم زشت وبی رنگ است عشق من ازآن می ترسم پابرهنه من تا... کینه،جنگ می ورزم! من که ازخوردسالی دیده ام...
-
بوی پریسای منه
دوشنبه 14 مردادماه سال 1387 18:22
بوی پریسای منه چندوقته افسرده شدم شعرام شدن زندون غم ازتنهایی حرف می زنم فقط می شم یه رهگذر! گرفته سرتاسرم و ابرای تیره وسیاه صاعقه می زنه همش توآسمون بی خدام شدم اسیربی کسی عشقم می شه دلواپسی؟!.. تنهاترین تنهائیم من... شعر.. بی نوائیم سروده: p.parishan L پریسای من دلم برات تنگ شده بی معرفت یه سریم به ما بزن L همیشه...
-
جالب
دوشنبه 14 مردادماه سال 1387 18:21
خوب اینم یه جورشه دیگه..:-} امروز1/11/85،زنگ زبان فارسی است..!خانم اصغرزاده(معلم خوب ومهربان درس زبان فارسی) گفت:بچه هادرس تموم شد!بی سروصداهرکارکه می خواهیدبکنید! سارا جون روش وکردبه من وگفت :پگااااااا یه خواهشی ازت دارم خوب منم گفتم:اختیارداری..!بگو سارا:می شه واسم یه شعربگی؟ - شعربگم؟؟؟ سارا:آره..!می خوام همین الان...
-
رصد رادکان
جمعه 14 تیرماه سال 1387 15:01
دیشب ما رفتیم یه رصد٬عالی بود جون شما خیلی تماشایی بود چسبیده بود لکه های ستاره رو صورت آسمون بیچاره شهابچه هی رد میشد از اون بالا هرکی میدید ۳متر می رفت تو هوا کم رد میشد شهاب خیلی پرنور هر ۲-۳ ساعت اما اون هم به زور دوستا بازی می کردن با دم شیر گرفتن کهکشانو یه کمی دیر منم تو کار دب اکبر بودم تو جرم زنی از همه بدتر...
-
قلی...!
شنبه 4 خردادماه سال 1387 12:23
نشسته بود تو حیاط اونشب قلی با باباش چشماش به آسمون بود دست باباش تو دستاش یکی یکی می شمرد قلی ستاره هارو گاهی اوقات به باباش نشون می داد اونارو یکدفعه دیدش قلی یه نوری رو که رد شد وقتی اومد بزرگ بود وقتی که رفت یه خط شد بابای قلی بهش گفت که اون خط یه شهاب بود از اون بزرگ بزرگاش اون یه شهاب ناب بود بابای قلی براش گفت...
-
به زودی زود..
چهارشنبه 1 خردادماه سال 1387 22:02
درود...درود...درود... بخش اول دراین بخش من یک بیت شعر،یک موضوع یا.....می گذارم!وازعزیزانی که تمایل دارند تا دربخش مشاعره- مسابقه شرکت کنند دعوت می کنم که ادامه ی اشعار، یاشعری درقالب موضوع داده شده بااستفاده ازافکارخودبنویسند وفقط به ایمیل ذیل ارسال نمایندتادیگران ازآن استفاده نکنند! poem.7039@yahoo.com وبعدازبررسی به...
-
رویای صادقه موشک
چهارشنبه 1 خردادماه سال 1387 14:11
عسل، مثل، طیاره بریم پیش ستاره موشک یه خوابی دیده چی دیده و چی بیده؟ دیده که ما رادکانیم نصف شبه، بیداریم یه جرم تو آسمونه قد نخود می مونه! با سرعت برق و باد می ره می گه به استاد چی میتونه باشه اون؟ استاد میگه: اورانوس!! موشک میره تو خودش میره پیش نازگلش میره روش با تلسکوپ توش می جوشه،قلپ قلپ یه عالمه ستاره یه زحلم...
-
زینبم شکفت(توشعر...!)
چهارشنبه 1 خردادماه سال 1387 12:13
زینبم شکفت (توشعر...!) ازاونجا که بدبختی سرنوشت سازم(نهایی) داشت شروع می شدومن اصلا باش حال نمی کردم...تصمیم گرفتم یه تک بزنم به زینب ودیگگگگه...اولین امتح من دینی بود!حدود ساعت18 بود که به زینو تلیدم تا از فسردگی روحی درام ویه کوچولو هم غیبت کنیم..!آخه خدایی بیشتراز روحم این فکم بودکه افسردگی گرفته...
-
تلخونک درنمایشگاه بین المملی…..
سهشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1387 15:43
تلخو نک د رنمایشگاه بین المملی…. . دیدارمخوف در نمایشگاه : روزجمعه و درس وکار ودر اوج گرفتاری رفتن به نمایشگاه به به ………. . آخه دایی جان شهرام دوستم ازچندی پیش دالتوناروبه دیدارازغرفه ی پرمهروسرشارازاطلاعات نوین پرلیت، رویای سبز قرن، دعوت کرده بودند. (بماند که چه قدر فیض بردیم….!؟ ) خلاصه من وجت ورادار سه تایی رفته...
-
آسمان من:-}
سهشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1387 15:36
دستهای سبز تو رو به سوی آسمان است باز روی شانه هایت شالی از رنگین کمان است می کنی با دست خود پاک اشک های آسمان را روی بند شب دوباره پهن کردی کهکشان را دست تو پیوند داده کوچه ی ما را به خورشید می شود از روی دستت خانه ی مهتاب را دید گرچه زنجیر زمینی روحت اما آسمانیست در شکوه زرد پاییز رنگ تو رنگین کمانیست چشمه ای را می...
-
به به
سهشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1387 15:33
بوی عشق بوی تو بوی ثمر را میدهد بوی خوش تینتی گل میدهد بوی آن عشق به جان سوخته را بوی امید به فردا میدهد روی قبرم بنویس اینجا مجال گریه نیست هر کی اومد گریه کنه بهش بگو اون دیگه نیست
-
بخون و کیف کن...!
سهشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1387 15:25
گمگشته شب به دنبال توام دردرون کوچه ها پابرهنه می دوم درمیان ابرها من به دوشم می کشم طعم تلخ زندگی عشق راگم کرده ان درمیان کوچه ها سروده ی: P.Parishan شب بی کران است و غم من رهگذر شد شب بی کران است وغم من رهگذر شد زین ظلمت و خوف وسیاهی تنگ ترشد چون جغد چشم برراه شیری دوخته بودیم این راه شیری هم بدان گردوغبارکم رنگ...
-
صدصدای بی صدا........
سهشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1387 15:18
صدصدای بی صدا........ شب...... آرام است وبی قرار..!دردرون نگاه توعقل پروازمی کند،چون کبوتری درباد!بازهم مرابردی تاکرانه های آسمان؟! چون فضای بی وزنی دردرن ذهنم جاری ست،من به تو نمی دهم ذره ای ازنگاهم را..!! بازامشب آسمانِ گریان،بغض سرخش رادرسکوت سیاهش می شکند. درجای جای آسمان رگباراست.آسمان رابه گلوله می بندد.بغص من...
-
همین جوری
سهشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1387 15:15
همین جوری عاشقانه زیستن،عاشقانه مردن،عاشقانه رفتن نیست عاشقانه زیستن،عاشقانه بودن،دل به دریادادن است در غروب بی کسی هایت به چشمانت قسم دادم برنخواهم گشت جزاینکه دررکاب علم ودانش گام بردارم از: پگی جون
-
رقص آسمان
سهشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1387 15:15
رقص آسمان آفتاب زیبای من برخودش می بالد! گاه هم چشمک زنان بر زمین می تابد شب دراز است ومخوف، آفتاب می ترسد بانگاه مهتاب پشت کوه میخندد اختران با مهتاب درسماء می رقصند جام می رااین بارازغراب می دزدند قلب شیررابازهم گرم وداغ می دانند قلب عقرب راهم سردو یخ می خوانند بازپروین رادرپشت مه می بینند ردپای آن راتاسحرمی پایند...