من بودم و یه آسمون ستاره

همه هستن،ماهستیم..!؟به به..به به ودیگرهیچ..!

من بودم و یه آسمون ستاره

همه هستن،ماهستیم..!؟به به..به به ودیگرهیچ..!

درهم

دردبی درمان

خدایا!ازدل دیوانه ی من

                         هیچ اشک داغداری بی خبرنیست

خدایادرداین دل را;

                         هیچ فردی مبتلا نیست

خدایا!هیچ طبیبی،طب این دردرانداند!

حکیمی وتوانی..توبگویارم بیاید

 

  * * * * * * *

ازظلموت تاشفق....

خدایاخسته ام ازاین همه نیرنگ وپستی

خدایاگشته ام گم من دراین دنیای پستی

خدایامن دراین دنیاندارم جزتویاری

خدایاگیردستم باخورت برتارهایی

 

 * * * * * * *

خودستایی

سروبرسایه ی خودمی بالد        این جهان بردغلش می نازد

دل مجنون به دل یارگره خورده و

بس..

دل من ازشکن زلف پریشان خودش

بیزار است..

سراینده:پگاه پریشان

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد